آرام و بی صدا
من خوبم اگه جویای احوال من هستید شکر .. نماز روزهاتون قبول باشه ... انگار همین دیروز بود زورمون میوم که کتاب زندگی رو برداریم و نگاش کنیم که چیکار کردیم و به کجا رسیدیم ... همین دیروز بود که چند بار لباس های مدرسه رو می پوشیدیم و تو آیینه خودمون رو ورانداز می کردیم وای چه روزایی بود . حالا باز فردا خیابونا پر میشه از هیاهوی بچه ها .. دلم خیلی اونوقتارو می خواد .
الان داریم من و همسرم واسه افطار ( جاتون خالیه ) حلوا عسلی درست می کنیم . باید برم هم بزنم و بیام بنویشم چه حال و هوایی داره تلاش برای زندگی اونم دو نفری ...
باید منو ببخشید که دیر به دیر آپ می کنم ...
برای دوست داشتن به دنبال دلیلی نمی گردم ، دلیل دوست داشتن اینجاست .. مهر را می توان از نگاهش از وجود بی مثالش ، آرام آرام بر وجودم می نشیند حس کنم ... آرام آرام ...
دوستت دارم به آبی آسمان و به آرامی موج هایی که ماهی کوچکمان در حوض می آفریند ...
برای تو با تو در کنار تو خواهم زیست و دوست داشتن را با تو با اوج می برم ....
همسر مهربانم دوستت دارم ....
¤ نوشته شده در ساعت ٥:٢٦ ب.ظ توسط هیچکس
